هوش بعد از بیهوشی
تقدیم به نسرین اصانلو
آدم تا چشم باز می کند
سردرد سردی چشم هایش را پر می کند
مثل سوفالکسینی که باید توی چشم پر شود
تا چای صبح را آدم بتواند گرمایش را
یعنی حرارتی را که از رویش بلند می شود را
بببیند
موضوع ما اینجا یعنی سردرد و سوفالکسین
و زبان
که درگیرو دار تمیز کردن خرده آجرهایی است که لای دندانها جا مانده
که درگیر تمیزدادن فعل های در سر جامانده است
از بوی سرم بو داده ی مکزیکی
وز وز مزاحمت، که از همینجا شروع می شود
از همین خط ناشی از پاهای کشیده شده روی موزاییک
؛پنس و چاقوی ناشیانه جا مانده در بصل النخاع نصف النهار
و سرمای انتظار برای صرف ناهار
که باند و پانسمان و پسمانده های سرخ شدنی است
در سلفی که مثل صدف بو داده سرخ و قابل خوردن است.
تنها کمی نمک کم دارد، کمی تن
ضرباهنگی پرطنین
برای باز خوردن و باز خورده شدن
نیمی از ضرب ، نیمی از آهنگ و نیمچه ای سوفالکسین
که می شود یک نیمرو
که می شود روی تو
که نیمش بی حس است و نیم دیگرش بوی سوفالکسین می دهد
بعد التحریر: سفالکسین به خانواده آنتی بیوتیک های سفالوسپورین تعلق دارد. این دارو در درمان انواع بخصوصی از عفونت های باکتریایی مثل عفونت چشم، ریه، استخوان، گوش، پوست و ... استفاده می شود. کاربرد دیگر سفالکسین در پیشگیری از بروز عفونت زخم جراحی می باشد. سفالکسین در اشکال کپسول، قرص پوشش دار و معمولی و سوسپانسیون تولید می شود