آنهنگام که مرغی از خیابان رد شد
سوال:چرا مرغ از خیابان رد شد؟
همینگوی:برای مردن در زیر باران.
سیمون دوبوار:مرغ،نماد زن و هويت ژايمال شده ي اوست رد از خيابان در واقع کوشش بيهوده ي او در فرار از سنت ها و ارزش هاي مردسالارانه را نشان مي دهد.
خواننده ي آهنگ هاي مزخرف آبدوغ خياري:چرا رفتي مرغ جونم/ دوست دارم مرغ جونم
یک روانشناس:آيا هر کدام ازما در درون خود يک مرغ نيست که مي خواهد از خيابان رد شود؟
نيل آرمسترانگ:يک قدم کوچک براي يک مرغ و يک قدم بزرگ براي مرغ ها.
حافظ:عيب مرغان نکن اي زاهد پاکيزه سرشت/که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
فردوسي: بپرسيد بسيارش از رنج راه/زکار و زپيکار مرغ و سپاه
ناصر الدين شاه:يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم که از خيابان رد شود آن پدر سوخته هم رد شد.
جرج دبليو بوش:اين عمل، تحريکي مجدد از سوي تروريسم جهاني بودو حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالالت متحده و ارزش هاي دموکراسي دفاع کند، محفوظ است
سعدي: و مرغي را شنيدم که در آنسوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود. وي را گفتم:از چه رو تعجيل مي کني؟گفت:ندانم و اگر دانم، نگويم و اگر گويم ، انکار کنم.
رنه دکارت:از کجا مي دانيد که مرغ وجو دارد؟يا خيابان، يا من؟
لات محل:به گور پدرش مي خنده!هيشکي نمي تونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده.آي نفس کش!
پدر خوانده: جاي دوري نمي تواند برود.
ماکياولي:مهم اين است که مرغ از خيابان رد شد. دليلش هيچ اهميتي ندارد .رسيدن به هدف هر نوع انگيزه را توجيه مي کند.
هيتلر:اگر اراده ي ما همچنان قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد.
بچه: که به اون طرف خيابون برسه.
نتیجه ی اخلاقی:به همین سادگی ! به همین خوشمزگی! ماکارونی مانا...
بعد التحریر:این نوشته از یک مجله ی شدیداْ تاریخ گذشته (مهرماه ۸۶) برداشت شده. در همین حین که داشتم برای گرفتن خوابگاه با مسئولین چک و چانه می زدم ، یکی را دیدم که داشت از این مجله ها پخش می کرد. گرفتم. و گذاشتمش لای یک کپه مجله دیگر ، تا بعد برایش تصمیم بگیرم. چرا که خیلی خسته بودم.